تقدیم به تمامی انانی که هنوز هم تکه ای از اسمان در چشمانشان جرعه ای از دریا در دستانشان و تجسمی زیبا از خاطره ی ایثار گلهای سرخ در معبد ارغوانی دلهایشان به یاد گار مانده است در پناه خالق نیلو فر ها مهربان و شکیبا بمانید *دركنار يار باش خوش باش* id: m1368_mg
چگونه می توانم احساسم را پنهان یا انکار کنم در حالیکه می دانی دروغ نمی توانم گفت ؟ عشق همه باور من است با عشق زندگی می کنم با عشق نفس می کشم با عشق می خوابم با عشق بیدار می شوم من حتی با عشق فکر می کنم ! به تو به خودم به دنیا به بود و به نبود ! به من یاد داده اند که من و تو ، ما و ما یعنی عشق حال بگو من چه کنم که عشق ، این حس همیشه بیدار من برای تو چون لطیفه های تکراری آزار دهنده روح تو را می آزارد ؟ گناه من چیست که عقل تو ، عشق مرا با منطق مجهولات
می سنجد و به قضاوت می گذارد؟ حال به من بگو که اگر من و توی من ، ما ، عشق ،
احساس یعنی بازی کودکانه پر از نیرنگ و ریا عشق یعنی پوچ و بی محتوا عشق یعنی منطق و عقل عشق یعنی انکار عشق یعنی زمان عشق یعنی فراموشی ما نه ، من چه کنم که تو را با احساسم می پرستم با چشمانم با گوشهایم با دلم با وجودم به کدامین گناه باید بپذیرم که چون تو عشق را از دید عقل ببینم
نه از دریچه دل ؟ حال اگر تو نمی خواهی با من ما بسازی عشق بیافرینی احساس را با عقل بیامیزی عشق را بر سر سفره دل بیاوری آن حکایت غریب دیگری است که دل من چه آسان به تو می بازد ؟ ومن چه آسان از دست می روم و تو چه آسان به اینهمه صداقت و صفا و صمیمیت می خندی
و می گذری !!!!!!!!!
نويسنده: مصطفی مورخ: سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 در ساعت: 16:48
مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند.
» گوته «
شايد مانند كودكي باشيم كه در كنار دريا با سنگ ريزه ها و صدفهاي زيبا بازي مي كند اما غافل ار آنيم كه دريايي بس بزرگ و اقيانوسي بي كران در مقابل ديدگانمان وجود دارد كه در اعماق آن اسرار عظيم و شگفت انگيز نهفته است.
» نيوتن «
ممکن است مردیکه دائم سؤال می کند ابله به نظر برسد . ولی کسیکه هرگز سؤال نمی کند در تمام عمر ابله باقی می ماند.
» لوئی پاولز«
هیچ چیز به اندازه تمرکز انرژی روی تعداد محدودی از هدف ها به زندگی تان توان و نیروی بیشتر نمی دهد .
» نیدو کیوبین «
قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند.
» جبران خلیل جبران «
اگر اخمو و ترشرو باشید هیچ کس تمایل همنشینی با شما را ندارد پس شاد باشید و بر دیگران لبخند بزنید تا شما را در جمعیت خود بپذیرند.
» هنری میلر«
شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمی شوند ، این بماند ، در هر زمانی بسته به موقع و مقام جلوه و جمالی دوباره می یابند چنان که گویی به تازگی مطرح شده اند .
» پرویز یاحقی «
تو ثروتمند نيستی مگر آنکه چيزی داشته باشی که با پول نتوان خريد .
»کارت بروکس «
یکی از عظیم ترین اسرار عشق و محبت این است که بیاموزید: چگونه آرمان ها و اندیشه های ناهماهنگ را از ذهن خود بزدائید و همواره آرزوهایی کنید که صادقانه می خواهید نه آن چرا که فکر می کنید شاید بتوان بدست آورید .
» کاترين پاندر«
اگر قرار است قانونی برای شاد بودن داشته باشید، بگذارید این باشد: برای شاد بودن من لازم نیست حتما چیزی در زندگی ام رخ دهد. من شادم برای این که زنده ام! زندگی موهبتی است که به من داده شده و من از آن لذت می برم.
» مجله سبز « هرکسی درس مخصوص به خود را می گیرد. ما می توانیم به سه طریق واکنش نشان دهیم
زندگی من مجموعه ای از درسهایی است که به آن نیاز دارم، درسهایی با نظم و ترتیب تمام در زندگی ام روی
می دهد.( این سالمترین برخورد است و حد اکثر آرامش ذهن را تامین می کند.) زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است اما من از هر اتفاقی که در زندگی روی می دهد نهایت استفاده را میبرم
(این دومین انتخاب خوب است و کیفیت متوسطی را به زندگی می بخشد)
چرا همیشه همه بلاها سر من می آید؟ (این طرز برخورد نهایت ناکامی و بدبختی را تضمین می کند)
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم.
»آندرو متیوز«
زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد.
» ريچارد كارسون «
پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی.
» مهاتما گاندی «
بدست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای بدست آوردنش تلاش نمی کنیم ، خوشبختی است.
» لوسیا «
مسلم است که در زندگی بسیار ساده تر است که انسان به داخل شهر رفته در رستورانی ساکت وآرام به آسوده گی بنشیندونوشیدنی خود را بآرامی بنوشد در زمانیکه اساس زندگی بر پایهء تلاش جهد وسازندهگی بنا شده است!!!.
»آریلد نیگوست «
زندگی کوتاه است اما طولانی ترین چیزیست که در اختیار ما انسانها قرار دارد.
» فررد هاند هاین «
نويسنده: مصطفی مورخ: دوشنبه هفدهم تیر 1387 در ساعت: 12:48
شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود، اما طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه به روی من بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و به ره افتاد و او می رفت و من در دست او بودم و او هرلحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا می کرد پس از چندی هوا چون کورۀ آتش زمین می سوخت و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟ در این صحرا که آبی نیست به جانم هیچ تابی نیست اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من برای دلبرم هرگز دوایی نیست واز این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما نمی فهمید حالش را چنان می رفت و من در دست اوبودم وحالامن تمام هست او بودم دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟ نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو ؟ و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد آنگه مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت نشست و سینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد زمین و آسمان را پشت و رو می کرد و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را به من می داد و بر لب های او فریاد بمان ای گل که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی بمان ای گل ومن ماندم نشان عشق و شیدایی و با این رنگ و زیبایی و نام من شقایق شد گل همیشه عاشقش
نويسنده: مصطفی مورخ: دوشنبه هفدهم تیر 1387 در ساعت: 12:41